علی سعادت ملی و شروان فشندی، تحلیل گران مالی اقتصادی
کشور ونزوئلا در میانه های قرن بیستم یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان بود. در سال ۱۹۵۰ با تولید ناخالص سرانه بیش از هفت هزار دلار، در رده ای پس از نیوزلند و بالاتر از کانادا قرار داشت. اکنون، پس از گذشت بیست سال از انقلاب سوسیالیستی هوگو چاوز در این کشور و چرخش آن به سوی کوبا و روسیه، ونزوئلا به یکی از فقیرترین کشورهای آمریکای لاتین تبدیل گشته است. در حالی که بسیاری از سران کنونی و سابق ونزوئلا حسابهای شخصی خود را پر از دلار نموده اند، این حکومت و مدافعانش همچنان فریاد مبارزه با ایالات متحده آمریکا سر می دهند و در پس این شعار به سرکوب مخالفان خود مشغولند.
حکومت ونزوئلا، همانند حکومت برخاسته از شورش پنجاه وهفت در ایران، با شعار مبارزه با سرمایه داری و امپریالیسم آمریکا بر سر کار آمد. در ایران، جمهوری اسلامی کوشید تا با تعابیری چون “مستضعفان در برابر مستکبران” به سیاستهای مداخله جویانه دولت در اقتصاد رنگ و روی مذهبی نیز ببخشد. چه در ایران پس از ۵۷ و چه در ونزوئلای پس از روی کار آمدن چاوز، حکومت و سیاستمداران به بهانه ایجاد عدالت و مبارزه با اختلاف طبقاتی، از طریق مصادره اموال افراد و شرکتها و انتقال آن به وابستگان سیاسی خویش کوشیدند تا پایه حکومت خویش را استوار گردانند.
در واقع سیاست داخلی و شالوده عقیدتی هر دو حکومت استفاده از اهرم دولت به بهانه پیشبرد اهداف انساندوستانه بوده و هست. ایدئولوژی سوسیالیسم به طور صریح در آنچه چاوز انقلاب بولیواری-سوسیالیستی ونزوئلا نامید و به طور ضمنی در دوران پس از روی کار آمدن خمینی، به عنوان توجیه محدود کردن آزادیهای اقتصادی شهروندان، مصادره اموال شخصی و دولتی و خصولتی کردن بخش عمده ای از ارکان اقتصاد مورد استفاده قرار گرفت. در ایران، افکار و شعارهای اشخاصی همچون خسرو گلسرخی ( با نام بردن از امام علی به عنوان اولین سوسیالیست تاریخ)، بیژن جزنی، علی شریعتی، حبیب الله پیمان (که به طور صریح از مارکسیسم حمایت می کرد و جنبش مسلمانان مبارز به رهبری او نقش برجسته ای در گروگانگیری سفارت آمریکا ایفا کرد) بذر هویت حکومتی شدند که شالوده آن از یک سو آمریکاستیزی بود و از سوی دیگر مداخله نامحدود حکومت در تمامی امور، بویژه اقتصاد.
چه در ونزوئلا و چه در ایران، نتیجه این دخالت نامحدود حکومت فساد و ناکارآمدی روز افزون از یک طرف و ثروتمند شدن وابستگان حکومت از راه رانتخواری از طرف دیگر بود. همچنین، در حالی که منافع ملی هیچیک از این دو کشور اقتضا نمی کرد که در برابر ایالات متحده سیاست سیتزه‌جویانه در پیش گیرند، حکومتهای ناکارآمد و استبدادی حاکم بر هر دو کشور تلاش کرده و می کنند تا با ستیزه جویی با آمریکا هم افکار عمومی را از فساد و ناکارآمدی گسترده منحرف کنند و هم از حربه ایجاد دشمن خارجی برای سرکوب مخالفان سیاسی خویش و انگ وابستگی زدن به آنان استفاده نمایند.
یکی از طنزهای روزگار اینست که در حالی که حکومتها خود کامه ای مانند جمهوری اسلامی و ونزوئلا به لابیگیری و چانه زنی با غرب مشغولند، همین حکومتها و مدافعان و وابستگانشان در عین حال مصر هستند که مخالفان‌شان نباید تلاش کنند تا در سیاست دولتهای غربی تاثیری داشته باشند. حتی در مواردی، وابستگان این حکومتها در غرب که خود و یا همسرانشان از راه فساد و پولشویی به ثروتهای هنگفتی دست یافته اند، به سیاستمداران غربی توصیه می کنند که از دیدار و گفتگو با مخالفان سیاسی این نظامها پرهیز کنند تا بتوانند اعتماد حکومتهای دیکتاتور و تمامیت خواه غربستیز را به دست آورند.
بیگمان پس از دیدن این همه فساد، ناکارآمدی و دورویی بود که بسیاری از مردم ایران حتی از اقشار سنتی نظیر کشاورزان اصفهانی در نماز جمعه پشت به امام جمعه کردند و شعار “پشت به دشمن، رو به میهن” سر دادند. شعاری که بعدها الهام-بخش کمپین-های برخی از گروههای برانداز جمهوری اسلامی شد. در همین راستاست که از دی ماه ۱۳۹۶ به این سو، شعار “دشمن ما همینجاست، دروغ میگن امریکاست” در خیابانهای ایران طنین-انداز شده است، حقیقتی که بخش عمده ای از مردم ونزوئلا نیز آن را در مورد کشور خود باور دارند. چرا که ریشه بنیادین مشکلات ونزوئلا، ناکارآمدی نظام سوسیالیستی حاکم بر آنست.
وعده خدمات بهداشتی و آموزش رایگان در ونزوئلا ، همانند وعده آب و برق مجانی در ایران، به دامی برای فریب مردم تبدیل گشت. وعده های دروغین که به قصد ترغیب مردم به دست کشیدن از آزادیهای بنیادین و خدادادی‌شان داده می شود، سرانجامی جز به اسارت و به بردگی کشیدن مردم به چنگ حکومتهای خودکامه ندارد.
اکنون این حکومتها و مدافعانشان می کوشند تا مشکلات ناشی از فساد و ناکارآمدی و سیاست خارجی نابخردانه خود را به پای تحریمهای آمریکا بنویسند. رجزخوانی‌های بی حاصل در برابر ایالات متحده توسط حکومتهای فاسد و ناکارآمدی مانند ونزوئلا و جمهوری اسلامی در چهار فاز و سرفصل کلی و متناقص با یکدیگر قرار می گیرند:
  1. نخست حکومتهای مدعی آمریکاستیزی ادعا می‌کنند که کسی جرات تحریمشان را ندارد
  2. بعد ادعا می کنند که تحریمها کارایی خاصی ندارند و با کمک تدبیر و اندکی بذر و کود امید، تحریمها بر زندگی مردم اثری نخواهند گذاشت. حتی مدعیان مبارزه با ایالات متحده مانند مادورو و حسن روحانی و علی خامنه ای ادعا کرده و می کنند که تحریمها موجب قدرتمند شدن و خودکفایی و رشد اقتصادی می شود.
  3. سپس با برملا شدن بی کفایتی حکومت‌شان و ناکارآمدی دولتهای‌شان در برابر سیاستهای ایالات متحده آمریکا، می کوشند تا مخالفان سیاسی‌شان را مسئول گرفتاریهای مردم و کشور قلمداد کنند.
  4. سرانجام که مردم عاصی و از جان گذشته برای براندازی این جباران در ابعاد میلیونی به میدان می آیند، همین حاکمان امپریالیست-ستیز فاسد و حامیان چپگرایشان در رسانه ها آن را “کودتای آمریکایی” می نامند، بویژه اگر بخشی از نیروهای مسلح کشور به مردم بپیوندند و از کشتار مردم خودداری کنند.
نمونه کمدی-تراژدی مورد چهارم را در چند روز گذشته در ونزوئلا شاهد بودیم؛ در حالی که نیروهای سرکوب ارتش ونزوئلا که بسیاری‌شان از مزدوران کوبایی هستند، با خودروهای زره-پوش نظامی و تجهیزات روسی غیرنظامیان را در خیابانها زیر می گرفتند، رژیم مادورو و حامیانش در برخی رسانه های غربی از “کودتای آمریکا در ونزوئلا” سخن می راندند. این در حالیست که تلاش مردم و نظامیان به جان آمده از دیکتاتوری را برای برپا کردن حکومتی که بر مبنای قانون اساسی یک کشور دولت مشروع به شمار می رود، هرگز نمی توان کودتا دانست.
مورد سوم از مراحل برشمرده (اپوزیسیون را مسئول مشکلات قلمداد کردن) نمونه بارزی از پروپاگاندا و فریب افکار عمومی است. شرایطی که منجر به وضع ناگوار اقتصادی مردم در ونزوئلا و ایران و سایر حکومتهای دیکتاتوری مدعی مبارزه با امپریالیزم شده است، نتیجه سیاستهای داخلی و خارجی غلط این حکومتهاست. تلفیق سیاست خارجی بر مبنای آمریکاستیزی با سیاست داخلی مبتنی بر رانتخواری وابستگان حکومت، دزدی و فساد عامل به وجود آمدن چنین شرایط ناگواریست. حکومتهایی که تحت حمایت ضمنی روسیه و با شعار و ادعا علیه ایالات متحده روی کار می آیند و ادعا می کنند جهانبینی و ایدئولوژی‌شان آنها را به دشمنان ذاتی ایالات متحده تبدیل می کند، بار مسئولیت سیاستهای آمریکاستیزشان را نیز باید به دوش بکشند.
یکی از طنزهای روزگار ما هم اینست که کسانی که در ایران کارنامه فعالیت سیاسی-شان با حرکاتی همچون گروگانگیری در سفارت امریکا مشعشع است، اکنون می کوشند هزینه های دشمنی‌شان با آمریکا را به پای مخالفانشان بگذارند. از این تاسف بارتر آنست که این حکومتها و مدافعانشان ادعا می کنند دولت کنونی امریکا و پرزیدنت ترامپ مسئول مشکلات سالهای دور و نزدیکشان می باشد. گویا در عمر ۴۰ ساله حکومت برخواسته از شورش ۵۷، سیاستمداران اصلاح طلب و اصولگرا ۳۸ سال به کشورداری خردمندانه مشغول بوده اند و تنها دو سال و اندیست که به خاطر سیاستهای پرزیدنت ترامپ توانایی خدمت به مردم از ایشان سلب شده است!
در مورد ونزوئلا نیز پوچی ادعای مقصر دانستن ایالات متحده در وضع بد اقتصادی مردم آشکار است. از سال ۲۰۱۲ به بعد، تورم روند افسارگسیخته ای در ونزوئلا پیدا کرد و دولت ونزوئلا، همانند سیاستهای ارزی اسحاق جهانگیری و سایر اصلاح طلبان و اعتدالگرایان ایران، با ادعای نرخ خیالی تبدیل بولیوار به دلار از یک سو به بی ثباتی اقتصادی دامن زد و از سوی دیگر با دادن رانت ارزی به وابستگان خویش شرایط رانتخواری و زراندوزی ایشان را فراهم کرد. سیاستهای نادرست و فساد پرور دولت ونزوئلا سالها پیش از تحریمهای آمریکا اقتصاد این کشور را از پا درآورد. در طول سالیان، پاسخ اینگونه دولتهای اقتدار گرا به شکست سیاستهای مداخله جویانه شان در اقتصاد، تنها و تنها مداخله و سرکوب اقتصادی بیشتر، ندادن مجال شکوفایی به بخش خصوصی رقابتی، و طفره رفتن از بازگرداندن آزادیهای اقتصادی به مردم بوده است.
غیررقابتی کردن بخشهای بزرگی از اقتصاد که در ایران حضور “ژن خوب” آقای عارف در صنعت مخابرات تنها یکی از مصادیقش است و در ونزوئلا حضور نظامیان در بخشهای بزرگی از صنعت نفت نمونه بارز آن می باشد، باعث هدر رفتن منابع و رکود و فلاکت اقتصادی شده است.
امید است که مردم هر دو کشور ایران و ونزوئلا به حکومتی شایسته دست یابند که بتواند در سایه آزادیهای فردی و اقتصادی، آنان را به کرامت انسانی بر مبنای کار و کوشش و استعداد ذاتی خودشان برگرداند: رویایی که سی سال پیش در شرق اروپا از لهستان تا جمهوری چک و آلمان شرقی از راه براندازی حکومتهای فاسد و ضدآمریکایی بلوک شرق محقق شد. در نتیجه ایستادگی و مبارزه سالهای گذشته، اکنون مردمان این کشورها از سطح زندگی و رشد اقتصادی و رفاه بسیار بالاتری نسبت به دوران دیکتاتوریهای سوسیالیستی و روسیه گرا برخوردار هستند.
2019-05-15T00:13:43+00:00